تبلیغات
بصائر - لحظه تکوین قرآن

قرآن

و آن شب تا سحر، غار حرا خورشید باران بود
زمان، دل، بی قرار لحظه تکوین قرآن بود
سکوت لحظه ها را می شکست از آهِ خود، مردی
که در هر قطره اشک او غمی دیرین نمایان بود
امین مکه را می گویم ـ آن نارفته مکتب را ـ
یتیم خسته، آری او که چندین سال چوپان بود
هُبّل آن سو میان کعبه در آشفته خوابی سرد
و عزّی ـ غرق حیرت ـ از خدا بودن پشیمان بود
حضور عرشیان را در حریم خود حرا حس کرد
که «اقرا باسم ربک» یا محمد! ذکر آنان بود

محمود شریفی «کمیل»

منبع: مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما




طبقه بندی: اشعار قرآنی، 

تاریخ : پنجشنبه 7 دی 1391 | 03:28 ق.ظ | نویسنده : احمد یوسفی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.